در زندگی زخم هائی هست که مثل خوره در انزواء روح را می خورد و می تراشد. این درد ها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند ...
صادق هدایت ( هادی صداقت ) بی شک یکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات معاصر به شمار میرود. به طوی که اگر شروع و ابداع سبک و سیاق خاص نثر نویسی ایران بعد از مشروطیت را بتوانیم به آثار و تفکرات نویسندگانی چون جمالزاده و دهخدا نسبت دهیم، به دور از انصاف است که از هدایت به عنوان پرورش دهنده این سبک یاد نکنیم. اما این بی انصافی اکثرا و در دوره های مختلف صورت پذیرفته و از روی کم فکری و تهی اندیشی و شاید منافعی خاص، آثار این نویسنده بزرگ مورد اتهام و انتقاد های بی اساس قرار گرفته است. اغلب به افکار و اذهان بعد از هدایت این مسائل مبهم تزریق شده که آثار هدایت ایجاد انگیزه خودکشی – تبلیغ پوچی و پوچ گرائی و ... میکند. تا به این حد که شاید خانواده ای با دیدن فرزندشان که در حال که در حال مطالعه کتابی باشد که مقابل عنوان نویسنده آن نام هدایت درج گردیده است، فرزندشان را در معذل و مشکلی بس بزرگ و پیچیده میپندارند . اما چرا؟ چرا اینهمه کوتاه فکری و عبث اندیشی باید سایه بر آثاری چونان گرانبها انداخته باشد ؟
آثاری چون بوف کور که به چندین زبان زنده دنیا ترجمه گردیده و پس از انتشارش در بزرگترین محافل ادبی جهان، موضوع بحث و تمجید قرار گرفته است . تا حدی که از هنری میلر میشنویم " بوف کور هدایت کتابی است که من آرزو دارم روزی نظیر آن را بنویسم. مانند این داستان در هیچ زبانی ندیده ام ... "
هدایت فرزند دوره مشروطیت و بالغ دوره دیکتاتوری کشور خود است. کشوری که با جان و دل آن را می پرستیده . او شاهد دوره ها و روزگار بی نظمی و هرج و مرج سیاسی و خفقان و تاریکی و بی بند و باری کشور خود بوده است. ذهنی باریک اندیش٬ حساس و تیز بینی چون ذهن او هرگز نمیتوانسته از این مسائل، تضاد ها و واژگونی ها به راحتی گذر کن . او هرگز نمیتوانسته حس میهن پرستی خود را خاموش نگاه داشته و چشم بر بازار سیاه مذهب و تیرگی آسمان خاکش ببندد. هدایت گرچه یک اعیان زاده بوده اما به نحو احسن با بافت جامعه خود و خورده شخصیت ها آشنائی داشته که این ها همه دلایلی هستند تا ما امروز شاهد چنین آثار بزرگ و ارزشمندی باشیم که تفکر و تامل هر خواننده ای را از هر قشری بر می انگیزد .
در طول تاریخ ادبیات و هنر جهان همواره شاهد هنرمندان و نویسندگان بزرگی چون ارنست همینگوی٬ ونسان ونگوگ٬ ویرجینیا وولف٬ کرت کوبین و ... بوده ایم که برای پایان زندگی درخشان خود، شیوه خودکشی را برگزیده اند . اما این مسئله هیچ گاه باعث نگردیده که دنیا خط بطلان بر آثار و تاثیر این بزرگان بر جهان بکشد. پس چرا آثار هدایت اینگونه بیرحمانه مورد این اتهام بی اساس قرار گرفته است؟
بی اساسی سیستم حکومتی٬ درماندگی و فقر مادی و معنوی مردم و جامعه٬ رنگارنگی و تنوع تفکرات و ایدئولوژی های بشر و سردرگمی ها در طول تاریخ بزرگترین دلایل انزواء و خود کشی انسان های خاص و عام بوده است. پس اگر ذهنی این جریانات را مشاهده کند و با جرات و صراحت و روشنی اقدام به نمایاندن آن کند به هیچ عنوان نمیتوان او و آثارش را به این دلیل بی اساس مبطول کرد که فلان آثار و یا آثار فلان کس دلیل خودکشی فلان شخص از فلان قشر خاص یا عام شده است .
پس ما اگر آگاهیم که هیچ . اگر نا آگاهیم و کسی سعی در آگاه کردنمان میکند و ما پس از آگاهی پی به مسائلی خاص میبریم٬ مشکل از وجود آن مسائل خاص است، نه از آن کسی که مارا به آنها واقف کرده. پس بیائید آثار این ادیب و نویسنده بزرگ کشورمان که تا امروز مورد تحریمی بس مضحک و کوته فکرانه بوده را بیشتر ارج و قدر بنهیم .
امیر شهبازی
آثار صادق هدایت- سال 1302 : انسان و حیوان – مقدمه بر رباعیات خیام سال 1306 : فوائد گیاهخواری
- سال 1309 : زنده به گور– بوف کور ( نگارش ) – پروین دختر ساسان
- سال 1311 : اصفهان نصف جهان – سه قطره خون
- سال 1312 : سایه روشن – علویه خانم – نیرنگستان – افسانه آفرینش – مازیار
- سال 1313 : وغوغ ساهاب – ترانه های خیام 1315 : بوف کور ( انتشار )
- سال 1321 : سگ ولگرد سال 1323 : ولنگاری – زند و هومن یسن
- سال 1324 : حاجی آقا سال 1327 : پیام کافکا سال 1329 : ترجمه و انتشار مسخ ( کافکا )

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر